مصاحبه ها

مصاحبه روزنامه وقایع اتفاقیه با بهتاش صناعی‌ها درباره « احتمال باران اسیدی»:
اگر مجبور به خودسانسوری باشم فیلم نمی‌سازم
کتایون کیخسروی: بهتاش صناعی‌ها، با «احتمال باران اسیدی»، انگار می‌خواهد انواع و اقسام تنهایی آدم‌های معاصر را به نمایش بگذارد. آدم‌هایی که انگار هیچ دلیلی برای ادامه‌دادن ندارند و آن‌قدر بی‌سرانجامند که می‌خواهند باقی عمرشان را در مریخ بگذرانند. بااین‌حال همه حرف «احتمال باران اسیدی»، تنهایی نیست. حرف‌های دیگری هم دارد که درباره آن با صناعی‌ها گفت‌وگو کردیم:
آقای صناعی‌ها «احتمال باران اسیدی» داستانی آشناست که بخش عمده‌ای از جامعه ما با آن درگیر هستند؛ اما شما در مصاحبه‌ای گفته‌اید که داستانی تأویل‌پذیر را به تصویر کشیده‌اید و اتفاقا همین تأویل‌پذیری باعث ایجاد سوءتفاهم‌هایی برای فیلم شده است. داستان یک مرد مسن که دچار بحران میان‌سالی شده چه تأویل‌پذیری‌ای می‌تواند داشته باشد؟
اتفاقا این اصلا بحران میان‌سالی نیست، این بحرانی است که منوچهر سال‌ها با خود به همراه داشته است. درواقع بحران بی‌اعتمادی به نفس است، بحران بی‌پشتوانگی است.
درست است که یک بخشی از ماجرا ممکن است برداشت هم‌جنس‌گرایی را به همراه داشته باشد، اما پاسخ آن مخاطبی که به چنین برداشتی نرسیده است و نمی‌داند چرا مرد دنبال دوست قدیمی‌اش می‌گردد؛ من فکر می‌کنم شما آن‌قدر هراس و خودسانسوری داشتید که ترجیح دادی به این سؤال پاسخ ندهی.
اگر من پاسخ می‌دادم که دیگر این چند‌لایگی در فیلم نبود، همان‌طور که گفتم ما قصد پنهان‌شدن پشت هیچ برداشتی را به عنوان خالق اثر نداشتیم، بلکه سعی کردیم قصه آدم تنهایی را تعریف کنیم که در گذشته‌اش درگیر رابطه‌ای مبهم بوده که مخاطب باید آن را کشف کند. حال به هر میزان که در این مسیر عمیق‌تر شود، به همان میزان برداشتش کامل‌تر خواهد بود؛ ولی آنچه اهمیت دارد این است که هر مخاطب با هر میزان از هوش و نکته‌سنجی، قصه تنهایی این آدم‌ها را درک کند. شما مطمئن باشید که من اگر در پرداخت به یک موضوع مجبور به خودسانسوری باشم سراغ آن موضوع نخواهم رفت. این چند‌لایگی متن به معنای خودسانسوری نیست.
پاســــخ‌ندادن به این پرســـش کلیــدی که فیلم‌نامه براساس آن شکل گرفته، لزوما به معنای تاویل‌پذیر‌کردن اثر هنری نیست. اگر حافظ در شعر خودش پرسش‌هایی را برای مخاطب ایجاد می‌کند پاسخ‌هایی هم در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند؛ درنتیجه تأویل در اختیار مخاطب برای انتخاب یکی از این پاسخ‌ها معنی می‌شود، نظر شما چیست؟
ببینید نکته مهمی که شما از آن غافل هستید این است که شما گمان می‌کنید که خالق یک درام باید همواره سؤال‌هایی را مطرح کند و بعد به تمام این سؤالات پاسخ دهد، در‌صورتی‌که این‌گونه درام‌نویسی کاملا کلیشه‌ای به حساب می‌آید. در درام‌نویسی مدرن خالق اثر دنیایی از سؤالات را برای خواننده مطرح می‌کند و فقط پاسخ برخی سؤالات را می‌دهد و برای برخی سؤالات اجازه می‌دهد که مخاطب برداشت‌های خودش را داشته باشد و همین ویژگی است که کار را به اثری چند‌بعدی تبدیل خواهد کرد. مثلا همین سؤال بی‌پاسخ که چرا منوچهر با دیدن خسرو و زن جوان کنار دستش، رغبتی به جلو‌رفتن نشان نمی‌دهد، خودش لایه‌های بسیاری ایجاد می‌کند.
تنهایی کیفیت و وجوه گوناگونی دارد و شما در این فیلم انگار هر کدام از شخصیت‌ها را به نوعی نماینده یکی از وجوه گوناگون تنهایی قرار داده بودی. تنهایی فیزیکی، عاطفی، تنهایی ذهنی درباره اینها صحبت کنید؟
وقتی از معضلی به اسم تنهایی حرف می‌زنیم، نباید از یاد ببریم که تنهایی فقط مخصوص به یک پیرمرد 70 ساله نیست، بلکه می‌تواند مربوط به یک دختر 30 ساله یا یک پسر 25 ساله هم باشد، یعنی این معضلی است که نسل‌های مختلفی درگیرش هستند و شکل‌های این تنهایی هم فرق می‌کند؛ یعنی یک تنهایی خودخواسته است و دیگری تنهایی ناخواسته. از طرفی هر سه شخصیت ما از تنهایی عاطفی رنج می‌برند و به همین دلیل است که به هم میل می‌کنند. تنهایی فیزیکی هم برای هر سه آنها، ولی با درجات مختلف وجود دارد که شاید منوچهر بیشتر از بقیه از این تنهایی فیزیکی در زندگیش رنج برده باشد. نکته دیگر اینکه فیلم ما، فیلم روابط نافرجام است. رابطه مهسا با کیارش نافرجام است، رابطه مهسا با مادرش هم به‌همین‌ترتیب، چون سال‌ها پیش او را رها کرده و رفته است. رابطه منوچهر با خسرو هم نافرجام است که دلایلش متعدد است به نحوی حتی وقتی در پایان دوستش را می‌بیند، از مواجهه با او منصرف می‌شود. این یعنی یک تنهایی خودخواسته. کاوه هم رابطه‌ای ندارد که به فرجام خاصی برسد. . . شایدهمین‌روابط نافرجام می‌تواند عامل تنهایی آنها باشد.
چرا از میان این همه بازیگر شمس لنگرودی را به عنوان بازیگر نقش اول انتخاب کردید؟
می‌خواستم کسی این رل را بازی کند که خیلی تصویر شناخته‌شده و از پیش قضاوت شده‌ای نزد مخاطب نداشته باشد و مخاطب با یک تصویر جدید مواجه شود و شخصیت به مرور و بدون هیچ پیش‌زمینه ذهنی، برای مخاطب تعریف شود.
سیـــر زندگی تکـــراری و ملال‌آور منوچهر با انتخاب‌های درستی نشان می‌داد. از هر روز نان‌خریدن گرفته تا تنهایی صبحانه‌خوردن و. . . ، اما می‌توانست کلیشه هم باشد، برای اینکه به ورطه تکرار نیفتد چه کردید؟
تنها چیزی که من به دنبالش بودم، این بود که در پرده نخست، قبل از راه‌افتادن منوچهر به سمت تهران، این رخوت به گونه‌ای باشد که واقعا در مخاطب نفوذ کند به صورتی که مخاطب این رخوت را در درون خودش احساس کند. هدفی که من دنبال می‌کردم این بود که به لحاظ فرم و داستان جایی که منوچهر سفرش را شروع کرده و همه چیز را رها می‌کند، مخاطب هم با او همه چیز را رها کند و نفس تازه‌ای بکشد. برای اینکه این اتفاق بیافتد، بخش نخست که در تنهایی و رخوتش بود، واقعا روی مخاطب تأثیر می‌کرد و با منوچهر و تنهایی او همذات‌پنداری می‌کرد، به‌همین‌دلیل ما فاکتورها و گونه‌های مختلفی از این تنهایی و رخوت را تعریف کردیم. در جریان شکل‌گرفتن فیلم‌نامه، تمام فضاهایی که یک آدم تنها می‌تواند تجربه کند، روی کاغذ می‌آوردیم. از‌آنجا‌که من و مریم سال‌ها تنها در داخل و خارج از ایران زندگی کرده‌ایم و این تأثیر را خودمان با گوشت و پوست استخوان‌مان لمس کرده بودیم. 





مصاحبه ی روزنامه ی بانی فیلم با بهتاش صناعی ها کارگردان فیلم"احتمال باران اسیدی":

کارگردان «احتمال باران اسیدی»:فیلمنامه‌نویسان دچار کم‌حوصلگی شده‌اند
بانی فیلم آنلاین:کارگردان «احتمال باران اسیدی» گفت: علل مختلفی در زمینه مطلوب نبودن فیلمنامه‌ها وجود دارد که اصلی‌ترین آن کم حوصلگی نویسندگان است.
بهتاش صناعی ها در گفتگو با خبرگزاری دانشجو در پاسخ به علل ضعف فیلمنامه نویسی در سینما، اظهار کرد: بنظرم پس از به پایان رسیدن نگارش فیلمنامه، باید سناریور را مورد بازنویسی و نگارش چند باره قرار داد. دورخوانی‌های متعدد داستان باعث رفع ایرادات و انسجام داستان، کلیت اتفاقات آن می شود، ظرف زمان کوتاهی یک موضوع و ایده را می توان در غالب یک فیلمنامه درآورد که این نکته بدیهی است ولی نگارش های فیلمنامه بسیار زمان گیر و به لحاظ زمانی دامنه دار است که حوصله فیلمنامه‌نویس را می‌طلبد. علل مختلفی در زمینه مطلوب نبودن فیلمنامه‌ها وجود دارد که اصلی‌ترین آن کم حوصلگی نویسندگان است.
وی در همین رابطه افزود: علت دیگر ضعف فیلمنامه نویس چه از نظر موضوع، داستان، تعلیق و درام به کم حوصلگی نویسندگان این حرفه برمی گردد، بایر بستر خوبی را برای فیلمنامه نویسان مهیا کرد تا به لحاظ روحی و معیشتی تامین و ارضا شوند. در چنین شرایطی نویسندگان، تمام توانایی هایی که در عرصه داستان نویسی دارند را به نوعی از خود بروز می دهند که برای رسیدن به این نقطه باید تلاش های بسیاری کرد.
این کارگردان سینما در رابطه با اکران «احتمال باران اسیدی» خاطر نشان کرد: بیشتر به دنبال نمایش این اثر سینمایی در پاییز سال آینده هستیم، چرا که در تابستان و بهار فیلم هایی مورد قبول مخاطب قرار می گیرد که رویکردهای تجاری را با خود یدک می کشد. پاییز زمان مناسبی برای نمایش فیلم هایی با مضمون و محتوای اجتماعی است که امیدوارم شرایط برای اکران این اثر در آن زمان فراهم شود.
صناعی ها در مورد فعالیت های آینده خود به خبرنگار سینمایی،خبرگزاری دانشجو، بیان کرد:در حال نوشتن دو فیلمنامه با خانم مریم مقدم هستیم که نوشتن یکی از این سناریو ها به پایان رسیده است. گمان می کنم، تکمیل کردن فیلمنامه بعدی تا اردیبهشت سال آینده زمان ببرد ولی هنوز هیچ تصمیمی را راجع به ساخت این فیلمنامه ها اتخاذ نکرده ام.

http://www.banifilm.ir/Modules/News/NewsDetail.aspx?Ser_Id=1&News_Id=57379


کارگردان فیلم «احتمال باران اسیدی» این اثر را حکایت سرگشتگی انسان امروز می‌داند.

سوره سینما – میثم محمدی: بهتاش صناعی ها از سال ۸۲ به ساختن فیلم کوتاه، مستند، انیمیشن و تیزر تبلیغاتی روی آورد. وی سابقه نویسندگی و کارگردانی دو سریال انیمیشن و یک سریال مستند و یک تله فیلم را در کارنامه هنری خود دارد. او با فیلم «احتمال باران اسیدی» در بخش نگاه نو سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و اثر خود را مبتنی بر دغدغه‌های اجتماعی و حکایت سرگشتگی و تنهایی انسان امروز می‌داند. در این گفت و گو با صناعی‌ها در مورد حال و هوای «احتمال باران اسیدی»، علاقه او به سینمای اجتماعی و همچنین حضور در جشنواره فیلم فجر صحبت کردیم.

ابتدا در خصوص دغدغه‌های موجود در فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» که به نوعی منجر به نوشتن فیلمنامه این اثر شد توضیح بدهید.

بهتاش صناعی‌ها: مهمترین دغدغه موجود در فیلم تنهایی و سرگشتگی انسان در جوامع امروزی است و این دغدغه مشترک من و مریم مقدم، همکار فیلمنامه‌نویس من بود. در واقع این موضوع مهمترین تمی است که در فیلمنامه‌های دیگر ما هم وجود دارد. چون به نظرم این اصلی‌ترین مسئله تمام جوامع بشری است و گریبان جامعه ی ما را هم گرفته است. آن چیزی که برای ما اهمیت داشت نمایش این سرگشتگی در نسل‌های مختلف بود که باعث می شد یک بعد فلسفی به کار بدهد.

پس با این توضیح شما را باید فیلمسازی علاقمند به سینمای اجتماعی دانست. گرایش شما به سمت چنین موضوع و ژانری برگرفته از چه تفکری است؟

بله. اساسا سینمای اجتماعی و منتقد، سینمای مورد علاقه من است. سینمایی که غیر از سرگرمی مسئولیت دیگری هم دارد، سینمایی که لایه های دیگری را برای مخاطب باز می‌کند و مخاطب را به عمق می‌برد. سینمایی که برای مردم و دولت ما یک تلنگر باشد.

حالا با این دیگاه شما سراغ ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود رفته‌اید . از این منظر مهمترین شاخصه فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» چیست؟

در این راستا آنچه اهمیت دارد و به نظرم مهمترین شاخصه و ویژگی این فیلم محسوب میشود نوع نگاه به تلخی های اجتماعی است . در فیلم «احتمال باران اسیدی» شما تمام این تلخی ها و معضلات را می‌بینید، ولی در فضایی شاعرانه و مینیمال که به مراتب تاثیرگذارتر است . یعنی شما لازم نیست برای نشان دادن مشکلات، درگیر شعار شوید، آن چیزی که در سینمای اجتماعی چند سال اخیر ما نمونه‌هایش بسیار زیاد است . به نظرم این سینمای ناتورالیستی اجتماعی دیگر در کشور ما تاثیرگذاری ندارد.

با توجه به نتیجه ای که از تولید این فیلم حاصل شده و اشرافی که به ابعاد مختلف کار دارید، تا چه میزان به موفقیت این اثر در جشنواره فیلم فجر امیدوار هستید؟

سوال سختی است ولی با بازخوردهایی که از برخی دوستان منتقد و سینماگر دریافت کردم اینطور به نظر می¬آید که فیلم در بیان سبک و روایت کاملا موفق بوده و همه جور سلیقه ای را راضی می‌کند. به نظرم تماشاگران فهیم جشنواره نیز فیلم را دوست خواهند داشت.

مریم مقدم علاوه بر همکاری در نگارش فیلمنامه به عنوان بازیگر هم در «احتمال باران اسیدی» حضور دارد درباره فاکتورهایی که برای انتخاب او بعنوان بازیگر داشتید، صحبت کنید.

همکاری با مریم مقدم چه به عنوان همکار نویسنده من و چه به عنوان بازیگر، برای این فیلم یک فرصت بود. ایشان نویسنده‌ای خوش فکر و بازیگری به شدت با استعداد است. جنس بازی مریم مقدم همان چیزی است که برای این فیلم لازم و ضروری بود، یعنی یک بازی مینیمال و واقعی که من کمتر در بازیگران سینمای ایران این جنس بازی را سراغ دارم.



در میان بازیگران شما شمس لنگرودی هم حضور دارد. این انتخاب هم بسیار جالب است. چطور شد که به یک هنرمند ادیب برای ایفای نقش در فیلمتان رسیدید؟

این جنس بازی که راجع به مریم مقدم توضیح دادم ، همان چیزی بود که باعث شد من شمس لنگرودی را نیز برای نقش منوچهر انتخاب کنم. ما گزینه های بسیاری از بازیگران چهره برای ایفای این نقش داشتیم ، ولی نهایتا تصمیم گرفتم که هنرمندی با ذوق و قریحه و نه بازیگر را در این نقش قرار دهم . در ابتدا این ریسک کمی نگران کننده به نظر می‌رسید، ولی به مرور و با شروع دورخوانیها مطمئن شدم که ایشان بهترین گزینه برای این نقش هستند.

به نظر شما جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور ، باید از چه ویژگی‌ها و استانداردهایی برخوردار باشد تا در جهت پیشرفت هر چه بیشتر سینمای ایران حرکت کند؟

مهمترین ویژگی که هر جشنواره ای لازم است داشته باشد این است که در آن فیلمهای خوب نمایش داده شود و این موضوعی است که به نظر می رسد با کم کردن تعداد فیلمها در جشنواره امسال محقق شده یا حداقل به ایده آل نزدیک شده است . یعنی به نظرم لازم نیست که ما از پیش تعیین کنیم که چند فیلم در کدام بخش قرار است انتخاب شود ، بلکه باید بعد از بازبینی آثار ، فیلم‌هایی که خوب هستند به عنوان فیلمهای بخش مسابقه اعلام شود ، حال این می تواند هر تعدادی از پانزده ، بیست یا حتی سی نسخه باشد، اما مشکلی که امسال وجود دارد این است که فیلمهای اول اجازه ورود به بخش سودای سیمرغ را پیدا نکرده اند که این یک تصمیم غیرکارشناسی است.

پس معتقدید که فیلم اولی‌ها پتانسیل لازم را برای حضور در بخش اصلی جشنواره را دارند و باید این اتفاق در تصمیمات جشنواره لحاظ شود.

بله . به این دلیل که در تمام فستیوال‌های دنیا در بخش اصلی فیلم های اولی هستند که همه را غافلگیر می‌کنند و اصولا رقابت جذاب یعنی همین. یعنی اینکه ممکن است یک فیلمساز اول فیلمی بسازد که از همه فیلم‌های پیشکسوتان بهتر باشد. با کدام عدالتی می توان این فیلم را از رقابت اصلی محروم کرد؟ به نظرم باید در این تصمیم بازنگری شود و بدتر از آن اینکه ظاهرا فیلم‌های اول در رشته های مختلف داوری نمی‌شوند و این یعنی نادیده گرفتن زحمت بزرگانی که به فیلمسازان اول در ساخت فیلمشان کمک کرده‌اند. بزرگانی مثل ایرج رامین فر و طراحی صحنه اش در فیلم «احتمال باران اسیدی» و همینطور بازیگران مطرحی که در فیلم‌های اول امسال نقش آفرینی کرده‌اند.

http://asset1.sourehcinema.ir/?p=43452

مصاحبه روزنامه ی صبا با مریم مقدم درباره ی داوری فستیوال فیلم گوتنبرگ و فیلم "احتمال باران اسیدی" :

-شما امسال به عنوان یکی از 5 داور جشنواره بین المللی گوتنبرگ در این جشنواره حضور دارید. درباره این حضور برایمان بگویید.
چندی قبل با من تماس گرفته شد و به من گفتند که به عنوان داور جشنواره انتخاب شده ام. این تجربه برای من بسیار تجربه جذابی خواهد بود. من امسال به عنوان داور جایزه دراگون هستم که جایزه اول جشنواره گوتنبرگ است. جایزه این جشنواره یکی از بزرگترین جوایز نقدی دنیا است که هر سال توسط پنج داور - از هر کشوراسکاندیناوی یک داور- به منتخب جشنواره اهدا می شود.
-آیا پیش از این در جشنواره گوتنبرگ حضور داشتید؟
من به عنوان بازیگر، در فیلمی سوئدی با عنوان "یک شب" در جشنواره حضور داشتم.
آیا فیلم "یک شب" در آن دوره از جشنواره توانست موفقیتی کسب کند؟
فیلم "یک شب" در سه اپیزود روایت می شد و من در یک اپیزود آن حضور داشتم. هر اپیزود توسط یک کارگردان ساخته شده بود. فیلم در جشنواره با استقبال رو به رو شد ولی جایزه ای به آن تعلق نگرفت.

-فکر می کنید مسئولین فستیوال گوتنبرگ بر چه اساسی به انتخاب شما رسیده اند؟
-فکر می کنم مسئولین فستیوال، با توجه به پیشینه ای که از من در سوئد سراغ داشته اند اقدام به این انتخاب کرده اند.من سالها در تئاتر ملی سوئد فعالیت داشتم و در فیلم های سوئدی نیز به عنوان بازیگر حاضر بوده ام. در سوئد، تئاتر از جایگاه ویژه ای برخوردار است و بیشتر بازیگران از تئاتر وارد حوزه تصویر می شوند. به همین دلیل در سوئد توجه به تئاتر خیلی زیاد است.

-در دوره های پیشین جشنواره مخاطب آن بودید؟
-بله من در سال هایی که در سوئد بودم همیشه در این جشنواره شرکت می کردم.

-کیفیت آثاری که در دوره های پیشین جشنواره حضور داشتند چگونه بود و جشنواره را به طور کل چطور می بینید؟
-این فستیوال شاید خیلی در ایران شناخته شده نباشد ولی در کشور سوئد بسیار رویداد بزرگی است.هر ساله، هم در بخش فیلم های کوتاه و هم بلند فیلم های بسیار درخشانی در آن حضور پیدا می کنند.یکی دیگر از جوایز این جشنواره جایزه برگمن است که جایزه دوم جشنواره محسوب می شود و جایزه دراگون، جایزه اول این جشنواره است.

-حضور فیلمسازان ایرانی در دوره های پیشین این جشنواره که شما به عنوان مخاطب در آن حضور داشتید چگونه بود؟
-از ایران همیشه فیلم هایی در این فستیوال حضور دارند ولی نه در بخش رقابتی، چون بیشتر، فیلم های اروپایی در بخش رقابتی حضور دارند. ولی در بخش فیلم های کوتاه، هرساله فیلم هایی از ایران با سایر فیلم ها به رقابت می پردازند. مثلا در آخرین دوره از جشنواره که من مخاطب آن بودم، فیلم های «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی در بخش غیر رقابتی به نمایش در آمدند.

-اینکه فیلم های شرکت کننده از طرف ایران در بخش غیر رقابتی به نمایش در می آیند به دلیل کیفیت بالای فیلم های ارائه شده از سایر کشورهاست یا دلیل دیگری دارد؟
-فکر می کنم یک دلیل آن این است که فیلم هایی که در این جشنواره شرکت می کنند،اگر بخواهند در بخش رقابتی حضور پیدا کنند باید پیش از این در هیچ جشنواره دیگری به نمایش در نیامده باشند. البته بخش های غیر اصلی رقابتی نیز در این جشنواره وجود دارد که فیلم های ایرانی می توانند در آن به نمایش در بیاید، ولی در بخش جایزه دراگون- که بخش اصلی جشنواره است- فقط فیلم‌هایی باید باشند که حداقل یک شریک در شمال اروپا داشته باشند و یا برای کشورهای اروپایی باشند و فیلم های آسیایی نمی‌توانند در این بخش به رقابت بپردازند.

-شما امسال با فیلم "احتمال باران اسیدی" در جشنواره فجر هم حضور دارید. چقدر به موفقیت این فیلم در جشنواره امیدوارید؟
-من به چند دلیل فیلم "احتمال باران اسیدی" را خیلی دوست دارم؛ اول اینکه خیلی این فیلم را از خودم می دانم، چون این سناریو را من و بهتاش صناعی ها به طور مشترک نوشتیم و مسلما این متن را بسیار دوست داشتم، دومین دلیل برای دوست داشتن"احتمال باران اسیدی" این است که بهتاش صناعی ها درست آن چیزی را که ما در ابتدا فکر می کردیم به تصویر کشید، حتی شاید بهتر از آن چیزی که فکر می کردیم، توانست در مرحله اجرا ارائه بدهد.این فیلم یکی از مهمترین فیلم هایی است که در تمام دوره کاری ام در ایران داشته ام.

-آیا بازیگران دیگر "احتمال باران اسیدی" نیز توانستند با بازی هایی که ارائه می دهند شما را به عنوان یکی از نویسندگان کار راضی نگاه دارند و به کاراکتر هایی که شما در ذهنتان تصویرسازی کرده بودید به درستی جان ببخشند؟
-انتخاب بازیگران برای این پروژه آنقدر درست صورت گرفت که آنها دقیقا آن چیزی بودند که ما از قبل به آن فکر کرده بودیم.بازیگران ، داستان فیلمنامه را به خوبی حس کرده بودند و نقش هایشان را به درستی در طول کار ارائه دادند. البته بهتاش صناعی ها بسیار در بازی گرفتن از بازیگران تبحر داشت و نسبت به خیلی از کارگردان های ایرانی که من با آنها کار کرده ام یا از دور آنها را دیده ام، برای رسیدن بازیگران به نقش هایشان زمان زیادی می گذاشت. نتیجه این دقت نظر بر روی بازی بازیگران این بود که بازی بقیه بازیگران برای من حتی بیشتر از بازی خودم هیجان انگیز بود. انتخاب بازیگران در این پروژه آنقدر درست صورت گرفته است که من اصلا فکر نمی کنم هیچ کس دیگری می توانست این نقش ها را بهتر ایفا کند. امیدوارم این فیلم در جشنواره مورد استقبال قرار بگیرد و فکر می کنم که ارزش آن را دارد که به آن توجه ویژه ای شود.

-موسیقی این فیلم توسط یک آهنگساز سوئدی ساخته شده است. آیا معرفی این آهنگساز توسط شما صورت گرفت؟
-بله، این آهنگساز یکی از دوستان من بود که آقای صناعی ها هم در این چند سال با ایشان آشنایی پیدا کرده بودند و بسیار موزیک هایشان را دوست داشتند. تا اینکه تصمیم گرفتیم با ایشان برای پروژه" احتمال باران اسیدی" تماس بگیریم. فکر می کنم انتخاب این آهنگساز هم برای فیلم اتفاقی هوشمندانه و درست بود و بسیار به فضای فیلم کمک کرد. همه چیز در این فیلم یک ظرافت و بی ادعایی همراه خود دارد و گروهی که در این کار با هم همکار بودیم نیز این خصوصیت را در کار خود داشتند و من فکر می کنم که این موضوع باعث موفقیت کار شده است.

-از فیلم «پرده» چه خبر؟
-این فیلم در خیلی از کشور ها به نمایش در آمد و در خیلی از فستیوال ها با تحسین رو به رو شد ولی من فکر می کنم هر فیلمسازی ایده آلش این است که در کشور خودش دیده شده و تحسین شود. واقعیت این است که خود من هم که سالیان سال در کشور سوئد فعالیت داشته ام و خیلی از کارهایم مورد استقبال و تحسین قرار گرفته است، باز هم ترجیح می دادم این موقعیتی که در سوئد پیدا کرده ام را در کشور خودم داشتم. چون من در ایران هم زیاد کار کرده ام ولی هیچ وقت آن توجهی که در سوئد به من شد در ایران برایم اتفاق نیافتاد.نمی دانم...شاید هم اشکال از انتخاب من بوده است؛ شاید فیلم هایی را که برای کار انتخاب کرده ام فیلم های خاصی بوده است که به من اجازه نداده است آنطور که باید در کشورم مورد تحسین قرار بگیرم.

شمس لنگرودی در مصاحبه با روزنامه ی فرهیختگان از تجربه ی بازیگری می گوید
http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/pagepdf/2161